یادداشت های

رضاشادمان فر

یادداشت های

رضاشادمان فر

رضا شادمان فر کارشناس ارشد مدیریت شهری و دانشجوی شهرسازی و فعال در حوزه های مشارکت شهروندان در مدیریت شهری ، شورایاری ها و مدیریت محله در این وبلاگ به بیان دیدگاه های خود و مشاهداتش می پردازد. همچنین وب سایت shadmanfar.ir برای ارتباط و آشنایی بیشتر با ایشان در دسترس است.

دنبال کنندگان ۲ نفر
این وبلاگ را دنبال کنید
طبقه بندی موضوعی

۱۴ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «مدیریت شهری» ثبت شده است

۰۷
دی

در حال حاضر بخش قابل‌توجهی از درآمد شهر مبتنی بر ساختمان برای ایجاد فضا برای مسکن، کار و تجارت است. طبق یک بررسی مستند، در بودجه دهه‌های ۷۰ و ۸۰ شهرداری تهران، درآمد ناشی از عوارض ساخت‌وساز مسکونی ۹۰ درصد و درآمد حاصل از عوارض ساخت‌وساز تجاری ۱۰ درصد کل درآمد ناپایدار شهرداری را تشکیل می‌داد اما در حال حاضر این نسبت تغییر اساسی پیداکرده و به ترتیب معادل ۵۲ درصد و ۴۸ درصد شده است. معنای نسبت‌های جدید درآمد شهرداری از سبد ساختمان‌سازی‌های شهر تهران این است که حجم عظیمی از سرمایه‌گذاری‌های ساختمانی تغییر مسیر پیداکرده ولی باید توجه داشت که این افزایش به جهت حجم پولی است یعنی بیشتر به سمت «مال» سازی در هدایت است؛ که در این خصوص انتقادهای زیادی وجود دارد؛ زیرا که باوجوداینکه در کوتاه‌مدت درآمد خوبی برای شهرداری داشته ولی در بلندمدت معضلات اقتصادی، اجتماعی و شهری خود را نشان خواهد داد. البته این متن در نقد ساخت مال سازی نیست! و هدف تغییر رویکردی است که به درآمد پایدارتر برای شهر منجر شود.

مدیریت شهری بابت صدور پروانه ساخت یک واحد تجاری بر اساس ضریبی موسوم به K که بر اساس مرغوبیت زمین در شهر تهران (که در مناطق شمالی بیشتر است) مبلغی را دریافت می‌نماید؛ که میزان آن بسیار بیشتر از مبلغی است که بابت پروانه ساخت مسکونی یا اداری پرداخت می‌گردد. این در حالی است که مرکز آمار ایران، آمار رسمی، هزینه احداث یک مترمربع بنای تجاری را ۷۵۵ هزار تومان و هزینه احداث یک مترمربع بنای مسکونی را ۶۳۰ هزار تومان اعلام کرده است. لازم به ذکر است که به گفته صاحب‌نظران بیشترین هزینه ساخت‌وساز در واحدهای مسکونی مربوط به سرویس‌های بهداشتی و آشپزخانه است که واحدهای تجاری چنین هزینه‌ای ندارند. (دنیای اقتصاد به نقل از محمدمهدی مافی- دبیر انجمن صنفی انبوه‌سازان مسکن استان تهران) یعنی دریافت مبلغ بیشتر بابت صدور اوراق ساختمان توسط شهرداری بر مبنای ارزش تجاری است که این ملک بعد از اتمام کار ساختمان برای متصرف آن خواهد داشت!

می‌توان این‌طور بیان کرد که شهرداری از تولیدکنندگان واحدهای تجاری یک‌بار و برای همیشه مبلغ کلانی اخذ می‌کند و تولیدکننده این مبلغ را به‌عنوان قیمت تمام‌شده از مصرف‌کننده (کسی که از آن مکان به‌عنوان محل کسب خود استفاده خواهد کرد) دریافت می‌کند و به همین ترتیب در اغلب موارد یعنی گیرندگان خدمات یا خریداران کالا نیز به‌صورت غیرمستقیم هزینه تمام‌شده ملک تجاری را می‌پردازند! درحالی‌که قیمت فروش واحدهای مسکونی و ساخت آن‌ها چندان تفاوت بالایی ندارد اما اختلاف قیمت تمام‌شده واحدهای تجاری و فروش آن‌ها چندین برابر است، شاید بیش از متری ۱۰ میلیون تومان. علاوه بر این آنکه واحدهای تجاری پس از بهره‌برداری ارزش سرقفلی نیز پیدا می‌کند.

 مطابق گزارش بانک مرکزی، متوسط قیمت تمام‌شده یک برج تجاری در تهران با احتساب قیمت زمین، مترمربعی حدود ۷ میلیون تومان است اما واحدهای تجاری برج‌ها هنگام فروش حداقل متری ۱۵ میلیون تومان فروخته می‌شوند که به‌این‌ترتیب حداقل ۱۰۰ درصد سود فروش نصیب این سازنده‌‌ها می‌شود. برای تجاری سازها، علاوه بر این سود آشکار، سود پنهان بزرگ‌تری نیز وجود دارد. زمین یک برج تجاری در تهران از زمانی که برای احداث برج خریداری می‌شود تا زمان تکمیل و فروش واحدها، به‌طور متوسط ۳۴۹ درصد- طبق آمار بانک مرکزی در سال ۹۲- افزایش قیمت پیدا می‌کند. در سال گذشته ارزش هر مترمربع ساختمان تکمیل‌شده تجاری در تهران با ۸/۳۴۹ درصد افزایش به بالای ۱۴ میلیون تومان رسید. قیمت زمین برج‌های آماده در شرایطی ۴ برابر شده که قیمت زمین خام تجاری در سال گذشته حداکثر ۲ برابر شده است.

لذا به دلیل گران تمام شدن یک واحد تجاری در شهر روزبه‌روز فضا به نفع کسب‌وکارهای بزرگ در حال تغییر است و کسب‌وکارهای کوچک و نوپا از میدان به در می‌شوند. مغازه‌ای را تصور کنید که قبلاً بقالی بوده ولی حالا تبدیل به بانک می‌شود و در ظاهر هر دو در طبقه‌بندی فضاهای تجاری به شمار می‌روند؛ اما یک مغازه بقالی محله‌ای باعث هویت‌بخشی و تقویت روابط همسایگی و اجتماعی در محلات می‌شود، درحالی‌که حوزۀ تأثیر و جذب مشتری و حوزه کارکرد بانک تنها محله نیست و مراجعین متنوع و فرا محله‌ای دارد که اغلب با وسایط نقلیه سواری مراجعه می‌‌کنند و ازآنجاکه برحسب شرایط خود فاقد فضاهای باز اختصاصی برای پارکینگ و مکث مراجعین هستند، عملاً شلوغی و ازدحام محله را به دنبال دارند. علاوه بر این شاغلین بانک‌ها همیشه در حال تغییر و جابجایی هستند و مراجعین و ساکنین معمولاً حس تعلق محله‌ای با آن‌ها برقرار نمی‌کنند؛ بنابراین ساده‌انگاری در دسته‌بندی فعالیت‌های تجاری علاوه بر هویت زدایی از محلات، باعث ازدحام، راه‌بندان و پیدایش فعالیت‌های با مقیاس فرا محله‌ای و منطقه‌ای می‌شود.

علاوه بر این فعالین اقتصادی برای راه‌اندازی کسب‌وکار حلال در شهر تهران با مانع بزرگ گران بودن فضای کسب‌وکار مواجه است که خود تبعات اجتماعی و فرهنگی عظیمی را برای این شهر به ارمغان آورده است که می‌توان به روی آوردن به دست‌فروشی، مشاغل پنهان و زیرزمینی و غیره اشاره کرد که یقیناً به خاطر بیکاری خیلی از جوانان به این کار مبادرت می‌ورزند.

این موضوع با نگاهی به مشاغلی چون نانوایان، وکلا، مهندسین، وکلا، ثباتان، پزشکان که در ده چهل بر اساس تصمیم قانون‌گذاران وقت و اراده همایونی امکان فعالیت در املاک غیرتجاری و همچنین پرداخت عوارض تجاری معاف گردیده‌اند قابل‌بررسی و عبرت‌آموز است. بعد پنجاه سال نتیجه این شده که در حال حاضر بزرگ‌ترین و ثروتمندترین انجمن‌های صنفی را تشکیل داده و هیچ بخشی از درآمد مدیریت شهری را تأمین نمی‌کنند. هرچند این قانون جهت مساعدت به این قشر متخصص است اما عملاً هزینه‌ها و بار آن به خود محله و سایر ساکنین واحدهای مسکونی وارد می‌شود. چراکه طبق استانداردها هر مطب پزشکی علاوه بر یک پارکینگ برای خود پزشک باید تعدادی محل پارک برای مراجعین (پارک اتومبیل یا آمبولانس) داشته باشد که در واحدهایِ مسکونی تبدیل‌شده به مطب، این امکان وجود ندارد. بی‌دلیل نیست که در هیچ‌کدام از کوچه‌های فرعی خیابان جردن (آفریقا) حتی یک فضای پارکینگ برای ۱۰ دقیقه و توقف کوتاه پیدا نمی‌شود، چون ساختمان‌های مسکونی در آن‌ها کلاً به فضاهای اداری، تجاری و محل کار تبدیل‌شده‌اند و مراجعین و شاغلان آن‌ها محلی برای پارک وسیله خود ندارند و از فضاهای حداقل کوچه‌های فرعی استفاده می‌کنند.

از همه مهم‌تر و آنچه زنگ خطر را برای درآمد شهرداری به صدا درمی‌آورد این است که مطابق صنوف در شهر تهران به‌طور عادی و منطقی رشد نکرده است بر اساس آمار در دنیا به ازای هر ۴۰۰ نفر یک واحد صنفی وجود دارد که این آمار در کشور ما به ازای هر ۴۰ نفر است و در آینده اگر ساخت واحد تجاری به مرحله اشباع برسد که زیاد هم دور از ذهن نیست (به دلایلی چون رکود کسب‌وکار و اشباع املاک تجاری و غیره) و تولیدکننده‌ها به ساخت واحد تجاری تمایلی نداشته باشد. درآمد شهرداری با مشکل مواجه خواهد شد. کما اینکه در حال حاضر هم املاک تجاری در حال ساخت چون در ابتدای پروژه، مطالعه اقتصادی روی «ظرفیت بازار کالا و خدمات و کشش در سمت تقاضا برای توسعه این بازار» انجام ندادند و صرفاً با اتکا به تجربه فروش مجتمع‌های قدیمی، وارد این حوزه شدند، هم‌اکنون برای واگذاری واحد‌های تجاری خود به مشکل برخورده‌اند. لذا شهرداری تهران باید برای مواجهه با این چالش برنامه‌ای داشته باشد.

درمجموع می‌توان این‌طور بیان کرد که ادامه این روند معضلات ذیل را به دنبال دارد:

1.      اشباع تهران از واحدهای تجاری منجر به کاهش تولید آن خواهد شد و درنتیجه بخش مهمی از درآمدهای شهرداری درخطر قرار خواهد داشت.

2.      گران تمام شدن قیمت یک واحد تجاری به سفته‌بازی در بازار املاک کمک کرده و قیمت‌ها را به ضرر مشاغل سنتی و کارآفرینان کوچک افزایش می‌دهد بدون اینکه مدیریت شهری از سودهای کلانی که به جیب واسطه‌های املاک تجاری می‌رود سهمی داشته باشد.

3.      برندهای بزرگ و بانک‌ها از امکان انحصاری برای فعالیت در نقاط مرغوب شهر برخوردار شده‌اند ولی به‌جز مبلغ ناچیزی (عوارض مشاغل) سهمی از درآمدشان را برای اداره شهر نمی‌پردازند. (عوارض مشاغل متناسب با درآمدهای حاصله ازاین‌گونه کسب‌وکارها نیست)

4.      راه‌اندازی کسب‌وکار در مناطق مرغوب‌تر روزبه‌روز گران‌تر خواهد شد و کسب‌وکارهای کوچک توان فعالیت در مناطق مرغوب را نخواهند داشت و این اماکن مختص برند‌ها و بانک‌ها و غیره خواهد بود. استارت آپ‌ها و کارآفرینان جوان امکان عرضه اندام در فضای تجاری شهر را نخواهند داشت.

5.      با تصرف فضاهای محلی توسط تجارت‌های بزرگ و دفاتر مجاز به فعالیت در املاک مسکونی واداری فضاهای حداقل کوچه‌های فرعی مملو از خودرو و مشکل پارک خودرو برای اهالی روزبه‌روز بیشتر می‌شود.

6.      با حذف کسب‌وکارهای محلی در فضای موجود محله‌ها و معابر شهر کیفیت محیطی کمتری را برای جذب عبور و مرور پیاده خواهند داشت.

7.      با مشکل شدن راه‌اندازی کسب‌وکار مجاز خرد در شهر به فعالیت‌های زیرزمینی و دست‌فروشی دامن زده و در درازمدت با تبعات اجتماعی و فرهنگی مواجه خواهیم شد.

8.      تابلوهای عظیم برای معرفی برندهای بزرگ جهانی در مجتمع‌های تجاری و مال‌ها در تهران یک جامعه مصرف‌گرا را به نمایش می‌گزارد تا یک شهر اسلامی.

پیشنهاد:

پیشنهاد این است که شیوه تأمین درآمد شهرداری از ساخت واحد تجاری به سهیم شدن در سود سالانه تجارت در شهر تغییر نماید؛ یعنی بجای دریافت مبلغ تفاوت تجاری و مسکونی از سازنده ساختمان (که منجر به افزایش بهای ملک تجاری خواهد شد) درآمد شهرداری از کسب‌وکار فعال درآن‌واحد تأمین شود و مادامی‌که فعالیت تجاری در آن ملک در جریان است شهر از درصدی از سود حاصله بهره‌مند گردد.

 بنا بر اعلام مسئولین مربوطه تهران بزرگ‌ترین تأمین‌کننده درآمدهای مالیاتی کشور است و حدود یک‌میلیون موذی از ۴ میلیون مؤدی کل کشور در استان تهران حضور دارند. بخش اعظمی از این درآمد مربوط به مالیات اصناف و تجارت است که به‌طور مستمر و پایدار با ممیزی ادارات کل مالیاتی و یا توافق فی‌مابین اتاق اصناف و دولت سالانه بر مبنای میزان درآمد خود به پرداخت مالیات می‌پردازند.

البته طبیعی است که بیان این پیشنهاد از طرف شهرداری تهران در ابتدا با عکس‌العمل‌های اقتصادی و سیاسی منجر شود ولی برابر شدن قیمت پروانه تجاری با پروانه اداری و مسکونی و حذف معضلاتی که پیش‌تر اشاره شد و مزایایی چون هدایت شهرداری‌های کشور را به سمت استقلال در تأمین بودجه جاری و ارتقا سطح اشتغال و غیره (که در پایان به آن خواهم پرداخت) می‌تواند پاسخ لازم برای توجیه این موضوع را فراهم نماید و هدایت خواهد کرد ضمن اینکه این الگو با آنچه در شهرداری‌های شهرهای بزرگ دنیا وجود دارد نزدیک است و به‌طورکلی استراتژی مبتنی به حمایت از تولید در کشورهای توسعه‌یافته از این الگو پیروی می‌نمایند.

مزایایی که با اجرای این طرح به دست می‌آید:

1.      شهرداری با دریافت سهمی (هرچند کوچک) از تمامی کسب‌وکارهای موجود در شهر صاحب درآمدی پایدار خواهد شد که با توقف تولید ساختمان در شهر از بین نخواهد رفت.

2.      با کاهش قیمت ملک تجاری هزینه‌های اجاره نیز کاهش‌یافته و ارائه خدمات و کالا به‌صرفه‌تر و قیمت‌ها نیز مطابق مکانیسم بازار کنترل می‌شود.

3.      رویکرد جدیدی برای تأمین درآمد پایدار برای شهرها در کشور به وجود می می‌تواند منجر به توسعه کسب‌وکارهای کوچک تولیدی، توزیعی خواهد شد.

4.       با سهیم شدن شهرداری در سود واحدهای تجاری، سازمان شهرداری در جهت توسعه کسب‌وکارها در شهر سیاست‌گذاری خواهد کرد و این در جهت حمایت از تولید و اشتغال است.

5.      توزیع خدمات و فروشگاه‌ها متناسب با نیاز اهالی محله‌ها صورت گرفته و در سطح شهر دسترسی به انواع مشاغل در تمامی محله‌های شهر بر اساس نیاز شهروندان بیشتر می‌گردد و درنتیجه از رفت‌وآمدهای غیرضروری به مراکز خرید و بهابازارهای کالا کاسته می‌شود.

6.      را اندازی کسب‌وکار ساده‌تر می‌شود و فشار به فعالین نو پای عرصه خرده‌فروشی کمتر شده و فعالیت اقتصادی مجاز در مقابل کسب درآمد از راه خلاف قانون که منجر به فساد و ... می‌شود ترجیح داده می‌شود که خود رویکرد اجتماعی مثبتی در شهر ایجاد می‌کند.

قطعاً برای این تغییر بزرگ نیاز به تهیه لایحه از طریق شورای عالی استان‌ها و تصویب مجلس شورای اسلامی هست؛ و باوجود مناسبات دوستانه‌ای که هم‌اکنون بین دولت و مدیریت شهری شهر تهران وجود دارد فرصت برای اصلاح روند کنونی وجود دارد.


منابع :

http://nazar.ac.irl

http://donya-e-eqtesad.com

  • رضا شادمان فر
۰۲
مهر

شهردار تهران


شاید کسانی که اخبار شهرداری را در ده سال گذشته دنبال می کنند هنوز به چهره شهردار جدید تهران عادت نکرده باشند. در واقع نه تنها تغییر رویکردها بلکه تغییر در استراتژی و اهداف در این سازمان بزرگ در حال شکل گرفتن است. مصاحبه های اخیر شهردار تهران نشان می دهد که ایشان رویکرد صمیمی تری برای گفتگو با شهروندان دارد. واژه همشهریان خطاب به کسانی که پیش از این مردم خوانده می شدند به شدت جذاب و نشان دهنده رویکرد ایجاد فهم مشترک ایشان با ذی نفعان اصلی شهر تهران است. 

از طرف دیگر پرهیز از هرگونه جنجال، تلاش در انتصاب مدیران مناطق از بدنه موجود و تعریف ماموریت های آنچنانی در حوزه های مختلف شهری نشان از تغییر رویکرد ایشان برای نشاندن گرد و غبار حاصل از تحرکات ماضی و شفاف سازی در نهاد شهرداری است. 


  • رضا شادمان فر
۰۳
شهریور

خلاصه ای از اقدامات مدیریت شهری تهران در
 جلب مشارکت شهروندان برای اداره امور محلی

مطلب پیش رو به منظور ارایه مختصری از فعالیت های مدیریت شهری برای مهمانانی که در تهران ساکن نیستند و یا اطلاعی از وضعیت فعالیت های اجتماعی مشارکت جویانه در شهر تهران ندارند،  توسط دبیرخانه ستاد راهبری مرکزی ساماندهی مشارکت های اجتماعی در محلات شهر تهران تهیه شده است.

شهرداری تهران، بزرگترین سازمان اجتماعی پایتخت

تهران به عنوان یک کلانشهر برای انجام امور شهری به نحوی که رضایت شهروندان میلیونی خود را در پی داشته باشد، همچنین بتواند به عنوان پایتخت جمهوری اسلامی ایران رخ نمایی کند و نمونه ای از شهری با هویت اسلامی، ایرانی باشد، یکی از مهم ترین اهداف خود را جلب مشارکت آگاهانه و معنادار شهروندان در اداره امور شهری قرار داده است. رویکرد محله محوری از جمله اقداماتی است که از ده سال گذشته آغاز شده و با آغاز مدیریت شهردار تهران آقای دکتر قالیباف و تاکید ایشان به تغییر سازمان شهرداری از نهادی خدماتی به نهادی اجتماعی، با جدیت دنبال می شود. آنچه در ادامه می آید تعریف مختصری از نهاد هایی است که برای تحقق این امر در شهر تهران تشکیل شده و به فعالیت می پردازند:

شورایاری، انجمن معتمدین محلی که حلقه واسط اهالی محله و مدیریت شهری هستند

مدیریت شهری در تهران، به جهت فراهم سازی ابزارهای مشارکت شهروندان در امور خود به خصوص در امر نظارت بر انجام امور شهری و خدمات اجتماعی اقدام به توسعه بازوان نظارتی خود در بین شهروندان نموده است. به این شکل که با فراخوان از داوطلبین در هر محله و برگزاری انتخابات محله ای در محلات 354 گانه شهر تهران انجمنی مردمی از افرادی که بیشترین رای از میان داوطلبین واجد شرایط را داشته اند به عنوان شورایار (به معنی یار شورا) توسط اهالی همان محله انتخاب می شوند. چهارمین دوره فعالیت این انجمن های محله ای از ابتدای سال 1394 (2015) شروع به کار کرده است. شورایاران در هر محله شهر تهران هفت نفر معتمد محلی هستند که به نظارت و پیگیری امور شهری در مقیاس محله می پردازند و حلقه واسط شهروندان و مدیریت شهری می باشند.

هیئت امنا، کانونی از ظرفیت های و تصمیم گیران امور اجتماعی و فرهنگی در مقیاس محله های شهر تهران

علاوه بر شورایاری ها که مستقیما با مدیریت شهری در تعامل هستند، سایر سازمانها و نهادهای دولتی و غیر دولتی    ( مانند مساجد ، مدارس ، پایگاه های بسیج ، سازمانهای مردم نهاد و هیئت های مذهبی ) که تحت مدیریت شهرداری تهران نمی باشند، در امور اجتماعی و فرهنگی در مقیاس محله نقش موثری ایفا می کنند.

برای ساماندهی این مهم، شهرداری تهران طی دستورالعملی از سوی شورای شهر تهران با عنوان دستورالعمل ساماندهی مشارکت های اجتماعی و فرهنگی در محلات شهر تهران موظف شد ، بدون توسعه تشکیلاتی خود، نسبت به ساماندهی این گونه مشارکت ها اقدام نماید. لذا در هر محله از شهر تهران از ترکیب اعضای شورایاری محله که با رای مستقیم اهالی تشکیل شدند و نمایندگان سازمانهای مذکور ترکیب 13 نفره ای با نام هیئت امنای محله و به نمایندگی از افراد محله، برای اداره امور محلی تشکیل شده است. برای تشکیل و هدایت هیئت امنا ستادی در شهرداری تهران با ریاست شهردار تهران و جمعی از معاونین و اعضای شورای شهر تهران شکل گرفت که معاون امور اجتماعی و فرهنگی شهرداری تهران به عنوان دبیر این ستاد حضور دارد. همچنین دبیرخانه ای در این معاونت با عنوان «دبیرخانه ستاد راهبری مرکزی ساماندهی مشارکت های اجتماعی در محلات شهر تهران» تشکیل شد که به پیگیری و نظارت بر واگذاری امور محلی به هیئت امنا و نظارت بر فعالیت آن ها می پردازد و همچنین وظیفه محله ای شدن فعالیت های اجتماعی شهرداری تهران را برعهده گرفته است.

مدیر محله، مدیر اجرایی ساکن محله که مسولیت محله ای نمودن سیاست های شهری را بر عهده دارد

از آنجایی که فعالیت شورایاری ها و سایر اعضاء هیئت امنا بصورت داوطلبانه در نظر گرفته شده و در کنار آن اجرای برنامه های اجتماعی نیاز به حضوری تمام وقت دارد، لذا شهرداری تهران افرادی را به عنوان کاندیدای مدیر محله  برای اداره امور محله، به هیئت امنا معرفی می نماید و در صورتی که هیئت امنا محله به یکی از ایشان رای اعتماد دهد، وی به عنوان مدیر محله برای مدتی مشخص از ریس هیئت امنا حکم می گیرد. گفتنی است که مدیر محله هیچگونه رابطه استخدامی با شهرداری تهران ندارد و از طرف هیئت امنا محله، مسئول اجرای برنامه های فرهنگی و اجتماعی محلی، مصوبات هیئت امنا و اداره سرای محله خواهد بود.

سرا های محله  و سرانه های محله ای ، از مردم برای مردم

شهردار ی تهران به جهت تقویت فعالیت های اجتماعی و با هدف بستر سازی برای محله ای شدن فعالیت های فرهنگی و اجتماعی، در هر محله شهر تهران اقدام به ساخت مرکزی با عنوان «سرای محله» نموده است. سراهای محلات محل حضور مردم برای فعالیت های داوطلبانه و تعاملات اجتماعی و همچنین محل تشکیل جلسات هیئت امنا و کمیته های مربوط به آن است. مالکیت سراهای محله مربوط به شهرداری تهران است که طی قراردادی به برای انجام امور فرهنگی و اجتماعی مدیریت هر محله، واگذار شده است. از طرفی مدیریت شهری با هدف تمرکز زدایی و محله محور کردن فعالیت های خود، سرانه های فرهنگی و اجتماعی در اختیار خود را در مقیاس محله در اختیار مدیریت محله قرار می دهد، تا برنامه های محلی خود را متناسب با سیاست های شهرداری به پیش ببرد.

سازوکار مدیریت محله محور

در سازوکار مدیریت محله محور، هیئت امنای محلی، کانون حضور و مشارکت نمایندگان شهروندان و نهاد ها و سازمانهای محلی است. کارکرد ایشان تصمیم گیری و اداره امور محله است. تمامی امکانات فیزیکی متعلق به شهرداری که کارکرد محلی دارند، توسط مدیریت شهری در اختیار این نهاد قرار می گیرد. ایشان با در نظر گرفتن ظرفیت های محله خویش و نیاز اهالی به برنامه ریزی سالیانه می پردازند و برای تحقق برنامه ها تامین منابع می کنند. اما سیاست گزاری کلی شهر با شهرداری تهران و معاونت امور اجتماعی و فرهنگی است. و البته شهرداری تهران، برای پا گرفتن این نهاد محلی از کمک های مالی و معنوی و همچنین نظارت بر رشد این نهاد فروگذار نمی کند. اجرای برنامه ها نیز بر عهده مدیران محلی قرار داده شده است که تحت عنوان «خانه های سرای محله» و با استفاده از ظرفیت افراد داوطلب محلی، به فعالیت می پردازند. 



  • رضا شادمان فر
۰۳
فروردين

امروز باران نداشتیم هوا هم کمی گرم بود . نهار صدرا خانم کباب تابه ای خوشمزه ای درست کرد که برای علیرضا هم خیلی جالب بود. به پیشنهاد علی  بعد از نهار دوباره با استفاده از قطار برای بازدید از دانشگاه QUT  و Botanical garden  در کنار آن به  City  رفتیم. قیمت بلیط قطار برای من که دانشجو هستم ( در ایران ) 3.7 $ و برای افراد عادی اگر از کارت go card  استفاده می کنند 5 دلار و اگر نقدی بخرند 7.5$  تمام می شود. این بار 2 ایستگاه پایین تر در South Bank  که کرانی جنوبی رودخانه بریزبن است. پیاده شدیم و قطار پر شد از نوجوانانی که لباس فرم مدرسه پوشیده بودند و بعضا کلاه گرد لبه داری هم داشتند که جزیی از یونی فرم شان بود. مسیر ایستگاه تا پلی که برای عبور دوچرخه و پیاده از روی رودخانه ساخته شده بود شامل پارک کوچکی بود که نمادها و یادبود هایی از جنگ اول جهانی و سرباز انی که در آن کشته شده بودند قابل مشاهده بود. در کنار پل موزه دریایی شامل چند شناور قدیمی وجود داشت و بازدید کنند گان می توانستند وارد آنها شوند. پل عرضی در دود 10 متر داشت و علائم هشدار دهنده عابرین را به عبور از کناره ها دعوت می کرد. رودخانه بریزبن بسیار عریض است . عبور از آن در حدود 15 دقیقه زمان برد. در جایی از آن دیدیم که چندین قفل روی هم زده شده و روی قفل ها اسم افراد نقش بسته است. که گویا حکایت از رسم خاصی دارد. پل goodwill brg به دانشگاه تکنولوژی کویینزلند  QUT  ختم می شود. در محوطه ورودی مبل مان فضای عمومی به شکلی طراحی شده که امکان نشستن و درازکشیدن در حال مطالعه را تسهیل می کند. به شکلی که در حالت چمباتمه و یا خوابیده زوایای لازم برای تکیه دادن روی بلوک های سیمانی لحاظ شده بود. حتی بر روی میزهای سیمانی صفحه شطرنج  و چراغ مطالعه دیده می شد. طبقه زیر هم کف شامل انواع رستوران ها و فود کورت بود و اغلب برند های تهیه غذا در آن مشغول بودند. بعد از عبور از پله ها به فضای بازی سبزی می رسیدید که عده ای مشغول جمع آوری سقف موقتی و فرشی بودند که برای برنامه دیشب برپا شده بود دو ساختمان بزرگ با نمای شیشه  فلز در نزدیک بود که دانشکده علوم و تکنولوژی بودند. با ورود به آنجا کاملا تصوری که از یک دانشگاه داشتم به هم ریخت. محیطی آزاد که بیشتر به قرائت خانه شبیه بود بعضی دور میز ، بعضی دراز کشیده روی کاناپه یا نشسته چهار زانو ( حتی کاناپه خاصی برای چرت زدن دانشجویان در نظر گرفته شده بود) همگی در حال کارکردن با کامپیوتر بودند در عین حال اتاقک های شیشه ای دیده می شد که روی آن نوشته شده بود اتاق کار گروهی و در آن چند نفر روی کار روی یک پروژه خاص بودند. در وسط این سالن ها کلاسهای وسیع با دیوارهای شیشه ای قابل مشاهده بود که در بعضی استاد در حال سخنرانی بود و در بعضی به شکل کارگاه مانند یک تریبون برای استاد و دور اتاق میزهای گردی برای دانشجویان قرار داشت . جلو درب کلاس نمایشگر ی ساعت شروع و خاتمه کلاس نام استاد و زمان شروع کلاس بعدی و تایمر باقی مانده از کلاس را نمایش می داد. در سالن مرکزی یک نمایشگر بسیار بزرگ در حدود 20متر در 30 متر قابلیت نمایش موضوعات خاص را برای هر کس فراهم می کرد که در زمان حضور ما گروهی با ساک هایی که روی آن کلمه توسعه پایدار نقش بسته بود همراه یک راهنما به نقشه های محدوده شهر مشغول بودند. و در طبقه دوم هم یک نمایشگر شش متری برای بازی به سبک آتاری موجود بود. از ساختمان بیرون آمدیم به سمت باغ گیاه شناسی رفتیم در مسیر به ساختمان قبلی دولت محلی و پارلمان سابق شهر برخوردیم که اکنون کارکرد دانشگاهی داشت. در ورودی باغ درخت بزرگ باون مرا به یاد خانواده دکتر ارنست انداخت. روی چمن ها کمی استراحت کردیم و بعد نیکا برای بازی به محوطه کودکان رفت. تقریبا از دانشگاه خارج شده بودیم. در مسیر کنار رودخانه تا مرکز شهر همه در حال دویدن ، ورزش یا دوچرخه سواری بودند بر روی دوچرخه ها نورافکنی نصب بود که به عابرین روبرو اعلام حضور می کرد. در مسیر نسبتا باریک عبور ما از کنار رودخانه معدودی مثل ما در حال پیاده روی با سرعت کم بودند و تعداد زیادی دونده و دوچرخه سوار از کنارمان رد شدند. در روبروی یکی از ایستگاه های قایق ( یکی از وسایل حمل و نقل شهری قایق های اتوبوسی است که در هر کجا از مسیر رودخانه ایستگاه دارد و شما با همان بلیط قطار که خریدی اگر زمان آن باقی باشد - بلیط ها تا زمان خاصی که روی آن درج شده قابل استفاده برای همه وسایل حمل و نقل شهری هستند - می توانید برای جابجایی درون شهری از آنها استفاده کنید. ) رستورانی بود که در کنار مسیر میز و صندلی چیده و سیب زمینی سرخ کرده و خامه ترش آن را قبلا استفاده کرده بودیم . در ابتدای ورود معمول است که پیشخدمت بطری آبی برای پذیرایی می آورد. آب اینجا یکی از سبک ترین آبهایی است که خورده ام و مرا به یاد آب تهران در 20 سال پیش می اندازد... نشستیم تماس وایبری با تهران گرفتیم و از مسیر شهر به سمت محل اول برگشتیم. مناسب سازی پیاده راه برای معلولین. شکل تابلو های تجاری اصناف قابل توجه بود. در خیابان الیزابت اغلب رستورانهای نژاد زرد بود. چند ساختمان که به سبک غیر مدرن ساخته شده بود. در این خیابان هست. یکی روی آن نوشته وزارت زمین و دیگری کلیسا است ولی هر دو تغییر کاربری داده اند اولی هتل شده و دیگری پن کیک سرو می کند ! ساختمان هتل هیلتون هم اینجاست ... تمامی مسیر ها و پیاده راه ها به شکل قابل توجهی برای عبور معلولین و نابینایان ( میخ پرچ های کوچک  فلزی در کنار هم به مانند پا دری ورود به خیابان را به دارندگان عصای سفید هشدار می دهند و هر چراغ راهنمایی دکمه ای برای اعلان حضور عابر دارد که با صدای ممتد کوتاهی وضعیت چراغ را به ایشان نشان می دهد ) مناسب سازی شده است و من تا این لحظه به غیر از یک مورد معلول ندیدم ! ساختمانهای بسیار بلند که اغلب نمای شیشه ای دارند بالای سر را احاطه کرده اند هیچ آلودگی بصری توجه را جلب نمی کند و تبلیغات جای مناسب خود را در حاشیه مسیر بطور متحرک حفظ کرده اند. سطل های زباله سایه بانی دارند که و جای ویژه ای در کنار برای ته سیگار  و معمولا دوتا هستند یکی برای زباله و دیگری برای باز یافت ! دستگاه های خودکار پارک بوسیله سلول های خورشیدی شارژ می شوند.

امشب برای شام به Market square  رفتیم که مجتمع رستورانهای نژاد زرد است و برای اولین بار در یک سوشی بار نشستم سوشی از برنج و گوشت های خام دریایی و غیر دریایی به همراه بسته بندی گیاهان اقیانوس ساخته می شود بیشتر به شکل مدور و قطعات کوچک تهیه می شود و با سس سویا یا زنجبیل با چوب ژاپنی خورده می شود. سوشی بار ریل متحرکی دارد و انواع سوشی ها روی آن روان است و هر کس در گوشه ای می نشیند و بشقاب مورد علاقه اش را به محض نزدیک شدن بر می دارد هر بشقاب 3.5 $ محاسبه می شود. البته انتخاب ما به بشقاب های حاوی ماهی  و میگو و تخم مرغ محدود بود.

 بعد از شام با Tea FUSION آشنا شدیم که انواع نوشیدنی ها را باچای ترکیب می کرد و بسیار خوشمزه و خنک ارایه می کرد. فوق العاده عالی بود. طعم یاس ، نارگیل و نوعی ریشه گیاه به نام تارو سهم ما بود از چندین مزه مختلف موجود.

  • رضا شادمان فر
۰۲
فروردين

امروز روز بازدید از Gold Coast  است ! دیشب باران فراوانی بارید. شاید دلیل تمیزی محیط اینجا همین باران ها باشد و جالب اینکه خودرو ها بعد از باران برخلاف ایران تمیزتر از قبل هستند. هوا تمیز و شفاف است لذا دلیلی برای خاک گرفتن اشیا نیست . با بررسی خودرو ها متوجه علامت P  به دو رنگ سبز و قرمز روی بعضی از آنها شدم ظاهرا گرفتن گواهی نامه رانندگی مراحل مختلفی دارد و اینکه هر فرد بزرگتر 15 سال می تواند برای گرفتن گواهی نامه اقدام کند و اینکه گواهی نامه خودرو اتوماتیک و دنده ای آزمونی متفاوت دارد. افراد به میزان مهارت شان علامت P  سبز یا قرمز دریافت می کنند که باید برروی خودرو شان نصب شود در این موارد فرد نمی تواند به تنهایی در خودرو بشیند و یا از سرعت خاصی بیشتر راهنمایی کند .

در مسیر به تابلویی بر خوردیم که عبور از یک جاده خاص را بر اساس تعداد سرنشینان محدود می کرد ! T3  به منزله این است که تنها خودرو های با 3 سرنشین و بیشتر حق عبور از این محور را دارند ! نکنه جالب دیگر برای من وجود خط سبز عبور دوچرخه در اغلب خیابانهای اصلی بود.

تصمیم این بود که برای نماز به مسجد شهر بریزبن برویم ولی کمی زودتر از وقت اذان ظهر رسیدیم لذا کمی قدم زدیم در راه عابر ی را دیدم که با پای برهنه طی طریق می کرد ظاهرا این موضوع خیلی غیر عادی نیست و البته زمین تقریبا تمیز و امن است ! در کنار مسجد کلیسای پرس پترین بود که ظاهری ساده مثل یک سالن را داشت و روی تابلویی از آن ساعات مراسم درج شده بود . در ادامه یک خیریه بود که در کنار در ورودی دو محفظه برای اهدای لباس و جود داشت و بعد  از آن یک کلیسای ارتودوکس که گنبد و ظاهری فاخر داشت مراسم تمام بود ولی وارد شدیم مرا به یاد کلیسای وانگ انداخت ، نقش های از مسیح و محلی برای روشن کردن شمع ... سنگینی نگاه را حس کردیم و بعد از چند عکس فضا را ترک کردیم در برگشت صدای موسیقی از کلیسای اول ( peers pterion church  ) توجه مان را جلب کرد به آرامی نزدیک شدیم و از پشت شیشه تماشا کردیم نیکا روی کول من بود. تصمیم گرفتم به در ورودی شیشه ای نزدیک شوم. یکی از مسوولین که در انتهای صفوف عبادت کنند گان بود متوجه ما شد و آمد و در را باز کرد برخورد بسیار محترمانه ای داشت. گفتیم می خواهیم با مراسم آشنا شویم. با اشاره به این که این بخش پایانی مراسم است دعوت مان کرد داخل در انتهای سالن ایستادیم متن سرود در مقابل همه پروجکشن شده بود و موسیقی زنده اجرا می شد و مردی در جلو عبادت کنند گان رو به ایشان در کنار نوازندگان سرود می خواند و بقیه هم همنوایی می کردند در ردیف های آخری پتوی رنگارنگ پهن بود و دو کودک در حال بازی با اسباب بازی بودند. خیلی از ورود ما نگذشت که مراسم تمام شد و افراد به حالت آزاد باش شروع کردند به صحبت کردن با هم دو نفر هم کمی سیب زمینی سرخ کرده به دیگران تعارف می کردند. مردی که در جلو بود و بعد فهمیدم که نامش راسل است به طرف ما آمد و خوش آمد گفت و علی هم ما را معرفی کرد در دیگر سو دیدم خانمی که مشغول تعارف سینی سیب زمینی بود به صدرا رسید و شروع به گفت و شنود با او شد و دو نفر دیگر یکی بچه به بقل هم به ایشان پیوستند و برایم خیلی جالب و شوق آمیز بود که صدرا به راحتی با ایشان گرم گرفت !

یک جوان هم با تعارف سیب زمینی به من شروع کرد با من گفتگو کردن و پرسیدن در مورد من به او گفتم که برای عبادت در مسجد اینجا هستیم و بعد از آشنایی با مراسم شما به آنجا خواهیم رفت و در خصوص استرالیا نظرمان را جویا شد و اینکه اینجا به ما خوش گذشته یا نه . من هم از نحوه برگزاری مراسم شان و اینکه راسل از نظر مادی چطور تامین می شود !

راسل و علی مشغول صحبت بودند و مرد دیگری که ظاهرا سخنران مدعو امروز بود به سمت من آمد ایشان شغل راهبری مذهبی در دانشگاه را داشتند. من در مورد بچه هایی که در کنار سن نشسته بودند و با هم مباحثه می کردند پرسیدم و اینکه مهم است که جوانان به مراکز مذهبی جذب شوند و ایشان گفت که اگر فکر می کنید که اینجا کشوری مسیحی است در اشتباه هستید کمتر از 10 درصد مردم مسیحی هستند! و بقیه اعتقاد خاصی ندارند...

سعی داشتم به اینکه معتقدین به خداوند در هر دینی باید به یکدیگر احترام بگذارند چون مبدا و مقصد شان یکی است اشاره کنم ولی در پاسخ شنیدم که امام این مطلب را نمی گوید... ( در ابتدا منظورش را نفهمیدم ولی بعد دانستم که پیش نماز در مساجد اهل سنت به امام معروفند و ایشان می گویند که الله با خدایی که سایر ادیان می پرستند متفاوت است ) در پاسخ به تفاوت در آرای شیعه و اهل سنت پرداختم و مفهوم امام برای ما و ایشان بحث من و تونی شروع شده بود وقتی که ایشان به این اشاره کرد که راه هدایت یکی است و آن تبعیت از مسیح است من هم به خاتم بودن پیامبر مان اشاره کردم و تکمیل دین توسط خداوند به وسیله پیامبران بطور سلسله وار !

راسل دو کتاب انجیل یکی به زبان انگلیسی و دیگری به زبان فارسی به من و برادرم هدیه داد! که باعث تعجب ما شد که در این گوشه از جهان نسخه فارسی از کتاب مقدس ایشان موجود است ! نیکا شروع کرده بود با اسباب بازی هایی که برایش آورده اند بازی کردن اما دیگر وقت رفتن بود و او هم پذیرفت .

هر سه احساس خوبی در برقراری ارتباط به زبان انگلیسی با ساکنین این جزیره داشتیم . هوا مرا به یاد نمک آبرود می اندازد.

به مسجد رسیدیم تقریبا کسی نیست عجیب که دستشویی ها فرنگی است آفتابه دارد ولی جایی برای آب در داخل دستشویی نیست آب را از دوش حمام پر کردم رنگ آمیزی غالب سبز پاکستانی و سفید است. برای وضو باید روی سکویی می نشستی در داخل شبستان یک نفر سیاه پوست با دشداشه خوابیده بود و یک نفر با هیبت اهالی این سرزمین در حال خواندن نماز بود کمی به دنبال مهر گشتم نبود ! صندوق زکات بود و دستگاه Poss برای کمک به مسجد در جلو در ورودی بروشورهای مذهبی قابل دسترس بود. نماز خواندیم و بیرون آمدیم.

مقصد بعدی ............... بود مرکز خریدی که اغلب حراج داشتند حتی تا 75 درصد قیمت و انواع شیوه های فروش بیشتر قابل دیدن بود از یکی بخر دوتا ببر تا اولی 40 دلار و دومی 5 تا و ... خیلی از لباس ها تک اندازه هستند و ظاهرا هدف اصلی clearance  یعنی فروش محصولات باقی مانده از فصل قبلی است. با این حال قیمت ها در مقایسه با درآمد های ایرانی گران هستند و به سختی می توان خرید خوبی داشت !

اینجا اغلب توریست هستند و شرق آسیا و نیوزیلند و حتی اروپا و آمریکا برای گردش به ساحل طلایی می آیند فروشگاه سوغات در شهر هست ! که نماد های این کشور را روی اشیا به فروش می رساند. در کنار ساحل ساختمانهای سر به فلک کشیده دیده می شود برج های مسکونی لوکس با چشم انداز اقیانوس آرام . مرکزی است با پارک های تفریحی آبی و شهر بازی . بلند ترین برج Sky point  است که دید 360 درجه به شهر دارد با حدود 30 دلار برای هر نفر می توانید از دید بالاترین طبقه آن استفاده کرد. و بنظرم ارزش دارد ! از این ارتفاع می توان منظره شهر را دید که در پس برج های بلند واقع است. و بسیار شبیه ونیز است چون رودخانه و جزیره های روی آن که پوشیده شده از ویلا های مسکونی است گاهی راهی جز قایق برای جابجایی ساکنین شان ندارند. قیمت بعضی خانه ها از بالای میلیون دلار می رسد . جمعیت ساکن بالغ بر نیم ملیون نفر است اما از بالای برج وقتی به کناره ساحل نگاه می کنی گویی با یک کلان شهر مواجه هستید !

هوا بارانی است و امشب شب دوشنبه است لذا ساحل خلوت است روی ورودی ساحل نوشته بهشت موج سواران که تفریح اصلی محسوب می شود ایستگاه های مراقبت از شنا گران در هر چند کیلومتر محل مناسب شنا را مشخص کرده و همگی فعالند. با وجود بارش قابل توجه و طولانی خبری از آب گرفتگی معابر نیست و جوی های اصلی در زیر پیاده راه ها هستند و در برخی قسمت ها دهانه ورودی از حاشیه خیابان دارند. در یک خیابان یک موزه خصوصی مملو از مجسمه ها یی طبیعی و حتی متحرک از انسانهای عجیبی که در گوشه ای از جهان زندگی می کردند موجود بود که در ورودی چند مورد درحال نوازش ساز و آواز بودند. اهالی استرالیا به دلیل حضور پر تعداد خارجی ها در این شهر اینجا را خیلی امن نمی داند و راستش را هم بخواهید تنها جایی که در این ایام من به یک واحد پلیس پیاده برخوردم در اینجا بود!

 

  • رضا شادمان فر
۲۹
اسفند

 

تا ظهر خانه ماندیم و کارهای شخصی را انجام دادیم. با توجه به گرمای هوا تصمیم داشتیم بعد از ظهر به وسیله قطار به مرکز شهر یا همان City  رفته و پارک و نمایشگاه گیاهان محلی را بازدید کنیم و سری هم به مرکز شهر بزنیم.

البته قبل از رفتن خرید ماهی گلی و ماهی سبزی پلو در دستور کار بود .

در اینجا جمعه شب ها  مغازه ها چند ساعت بیشتر باز هستند که به این وضع shopping night  گفته می شود چون شب قبل از تعطیلات آخر هفته کارمندان این فرصت را دارند تا برای خرید به مراکز خرید بیایند.  برای سوار شدن به قطار با خودرو به نزدیک ترین ایستگاه Banoon Station  رفتیم پرنده پر نمیزد برای فروش بلیط هم کسی نبود و یک دستگاه خود پرداز با تعیین مقصد میزان مسافت سفر شما را محاسبه و با در نظر گرفتن نوع پرداخت شما ( استفاده از کارت  go card  و یا نقد و حتی در نظر گرفتن تخفیف که در خواست می کنید اگر اعلام کنید که دانشجو هستید و یا ... ) میزان پرداختی را محاسبه و بشکل نقد یا الکترونیکی پول را دریافت و کاغذ بلیط را به همراه باقی پول در محفظه ای می ریزد پرداخت نقدی گران تر است و کسی در طول مسیر و یا حتی هنگام خروج از من کارت دانشجویی نخواست !

 بلندگو زمان ورود قطار ها را اعلام می کرد سه سکوی برای سوار و پیاده شدن وجود داشت که مسیر حرکت قطار آن متفاوت بود . در داخل قطار واگن هایی بود که مختص کسانی بود که می خواهند مطالعه کنند و ایجاد سرو صدا در آن ممنوع بود در شیشه های قطار بعضا آثار وندالیسم دیده می شد. در هر واگن تعدادی صندلی ویژه افراد کم توان و معلول تعبیه شده بود که جهت قرارگیری شان متفاوت بود. برای رسیدن به شهر حدود 20 دقیقه زمان برد به محض خروج از ایستگاه و در مسیر ورود به Colin Campbel Place  دیواری پر از نماد های یادبود از شخصیت های و شهروندان موفق شهر دیده می شد که به مانند مدال فلزی با ذکر نام و شهرت به دیوار سرخ رنگی نصب شده بود. در  

ادامه مسیر زمین چمنی دیده می شد که با اینکه دربازه نداشت عده ای مشغول به فوتبال بودند که خوب که دقت کردم دیدم با زبان عربی یک دیگر را صدا می کنند. روی دیوارهای کناری گاهی تابلو ها و نوشته هایی دیده می شد که نمایان گر بزرگ داشت و یادمان اتفاقهای خاصی بود که در این شهر انجام شده است و هریک به شکل متفاوتی طراحی و نصب شده بود. باغ گیاهان پر از خزنده گانی بود که به آنها  water dragon  گفته می شد ثابت و بی آزار در کنار مسیر در حال آفتاب گرفتن بودند و از جلو پای مان فرار می کردند. تنوع گیاهی قابل بیان نیست ! در داخل باغ وسایل بازی کودکان دیده شد که شبیه بود به آنچه در ایران موجود است ولی با کیفیت ساخت بهتر و نیکا مدتی با عمویش آنجا مشغول شد تا ما هم کمی استراحت کنیم.

گردش در باغ تا غروب آفتاب وقت مان را پر کرد. و هر بخش آن جذاب بود در محدوده ای بالای سرمان مملو بود از تار عنکبوت هایی که به اندازه کف دست بودند. در بخشی از پارک چند دستگاه کباب پز گازی تعبیه شده بود که مردم با استفاده از یک ورقه آلومینیومی و روغن مشغول پخت و پز بودند. هنگام خروج از پارک مسیری را طی می کنید که با الوار های چوبی فرش شده و در لابلای آن نقطه های نورانی به رنگ های زیبا شما را به یاد حشرات شب تاب می اندازد در پایان راه ساختمان شهرداری و تالار شهر با برج ساعتی که در بالای سر خود دارد رخ نمایی می کند و در کنار آن ساختمان خزانه داری واقع است بخشی از ساختمان در حال تعمیر بود ولی توسط کاغذی منقش به هیبت اصلی پوشیده شده بود .در میدان سنت جرج ( فضای بازی که در شهر های مان وجود ندارند ) ساختمان تالار شهر نمای متفاوتی از سایر ساختمانهای داشتند و در تاج آن تابلو مجسمه ای به نماد از عدالت بین ساکنین جدید و قدیم این سرزمین قرار گرفته است .

 در گوشه این میدان کافه ای در فضای باز وجود داشت که به همراه موسیقی زنده به پذیرایی از شهروندان می پرداخت . تمامی کسانی که برای گرفتن سفارش و یا دریافت بها با مشتریان برخورد دارند همیشه چهره شادی از خود به نمایش می گزارند و برخورد صمیمانه ای دارند. عبور از خیابان های بسیار باریک با رعایت کامل دستورات چراغ راهنمایی صورت می گرد بطوری که غریبه ها راهم تبعیت از قوانین وا می دارد. در آنسوی میدان کلیسایی با رنگ نارنجی دیده می شود . در آن سوی خیابان مسیری که در دو طرف  و در میانش انواع مشاغل و مغازه ها فعالند. یک نمایشگاه هنر بومیان استرالیا هم بود که صنایع دستی و تابلو هایی در سبک منحصر به فرد به نمایش و فروش گذاشته شده بود. در مسیر چند نمایش خیابانی دیده می شد شخصی گویا از سیرک برای جذب مشتری آمده بود و به عملیات ژانگولر مشغول بود افرادی به خود را به رنگ نقره و برنز کرده و مثل مجسمه ایستاده بودند و در قبال سکه ای حرکت های غیر قابل پیشبینی می کردند. از آنجا فردا روز تولد دخترم هم هست به یک اسباب بازی فروشی جلب شدیم و خرید کردیم. با گذر از خیابان به میدان بریزبن رسیدیم معنی میدان با آن فلکه های تهران متفاوت است میدان ها اینجا فضای بازی برای زندگی و حرکت شهروندان پیاده است و اصولا شهر بر اساس حرکت پیاده طراحی شده و فضا های باز سرزنده را می توان از نزدیک لمس کرد فضاهایی که هر گوشه آن تو را به کشف خود جذب می کند حتی برای نمایش نام مکانهای شهری از تنوع پیروی می شود . گاهی یک میله گاهی یک مجسمه گاهی یک تیر اریب در زمین فرو رفته و حتی در روی زمین اسامی مکانها نقش بسته است.  صدای موسیقی توجه را به گوشه میدان جلب می کند یک ون ایستاده و شخصی در حال اجرای برنامه به شکل آموزش رقص است و عده ای بطور هماهنگ در کنار هم حرکات موزون دارند از پیرمرد بین شان هست تا کودک ! در بخشی دیگر فردی درحال تولید تابلو با افشانه های رنگی است. در یک تابلو جهت نما دیدم که پنج زبان از جمله عربی مسیر های رفت و آمد را نشان داده بود. چون تنها نبودم و رعایت همسفران مهم است گویی این فضا ها را مزمزه کردم ! شاید وقت دیگری بیایم و به درستی ببینم!

  • رضا شادمان فر
۱۴
خرداد

تشکیل مجالس و پارلمانها به دلیل ایجاد کانونی برای تضارب آرا و همگرایی در افکار و برنامه هایی است که به نمایندگی از تمامی آحاد یک جامعه یا شهر تشکیل می شود . که همیشه و لزوما به همگرایی و اجماع نخواهد انجامید لذا راهکار رای گیری و اصالت اکثریت مستمسک  برون رفت از جدال ناشی از عدم توافق و یک رنگی استفاده می شود.

تشبیه یک شهر به یک سامانه پویا و زنده هم نیاز است با تعریف مرکز فرماندهی و برنامه ریزی برای مشکلات پیش رو و ترسیم دورنمای رشد و برآورد نیازهایی که  ادامه حرکت این سامانه پیچیده را ممکن خواهد ساخت . کارآمدی سیستم منوط است به هم صدایی اجزای برنامه ریز با اجزای مجری و متاثرین که همان شهروندانند . پذیرش این عبارت رهنمون می سازد به بهره گیری از همان متاثرین و حتی مجریان در امر برنامه ریزی بدون حذف متخصصین برنامه ریزی که افق دید خود را بیش از دو گروه ماضی فرا دست دارند. برای چیدن میز برنامه ریزی باید از این سه گروه دعوت نمود شاید دعوت از گروه متخصص ساده ترین باشد زیرا تمیز این افراد در جوامع دانشگاهی و صاحب نظران دشوار نمی نماید. اما چگونه باید نظر تمام شهروندان یک ابر شهر را در یک جا به کرات و در وقت مناسب جویا شد؟ باوجود توسعه زیرساخت های ارتباطی حتی در کشورهای کمتر توسعه یافته هنوز سازوکار اجرای دموکراسی یونانی برای تمامی مشکلات یک شهر که روزانه  نقش و طرح دیگری نشان می دهد ممکن نشده. لذا نیاز به نهادی است که کلیت سهامداران این شهر را نمایندگی کند .

واژه پارلمان شهری هنوز برای بسیاری غریب است و بعضی را به شورای شهر رهنمون می سازد . بعد شکل گیری شورایاریها و بعد از آن مجمع مشورتی دبیران شورایاری ایده جامع واقعیت دادن به پارلمان شهر که محل گرهم آیی همه واقعی نمایندگان شهروندان از اقوام و فرهنگها و سطوح مختلف در آنجا بود قوت گرفت . زیرا فرض بر این است که شورایاران چکیده مردم محلات هستند که واحد هایی قابل قبول از کلیت شهر هستند. در فرهنگ نامه های سیاسی مفهوم پارلمان به گروهی اطلاق می شود که با رای مستقیم مردم و بر اساس شناخت آنان (یا اعتمادشانبرگزیده می شوند و به موجب اصل تفکیک قوا کار قانون گزاری انجام می دهند و هیات وزیران در برابر عملکرد خود در برابر آن ها پاسخگوست. پارلمان یا مجلس به این مفهومنمادی از حاکمیت مردم است.

تشکیل پارلمان شهری می تواند زیرساخت تشکیل حکمروایی خوب شهری را منجر شود مفهومی که در نظام مدیریت شهری کشور ما بیگانه و غریب است . ولی همگان به دنبال تحقق آنند زیرا پیشنیاز حکمروایی خوب دخالت فرمان برداران در تقنین احکامی است که برای تعالی و توسعه بکارگرفته می شود.

  • رضا شادمان فر
۱۳
خرداد


مشارکت مردمی امروزه در اجتماعات بشری از جایگاه ویژه ای برخوردار است . استراتژی مشارکت در ابعاد اقتصادی و اجتماعی و ... نشانگر روح دموکراسی و مردم سالاری حکومتها و دولتهاست .   نظریه پردازان اجتماعی معتقدند که که توسعه و پیشرفت در تمامی عرصه ها بدون مشارکت بخشهای تاثیرگذار در جوامع مدرن امکان پذیر نیست  و امروزه بحث مشارکت از اعتبار و اهمیت ویژه ای در تمامی امور زندگی  بشری برخوردار است . و برخی صاحبنظران غربی تحول در ساختار اقتصاد سیاسی غرب را مشارکت مردمی با ارکان حکومتی در غرب ، و ایجاد دولت رفاه را بعد از جنگ جهانی دوم ، از ثمرات فرآیند مشارکت مردمی می دانند و برای توسعه و پیشرفت جهان سوم نیز فرمول توسعه مشارکتی را توصیه می کند . در ادبیات جدید توسعه  نیز که در اجلاس سازمان ملل متحد 
[1]، مورد نظر جهانیان قرار گرفت اصطلاح تخصصی « توسعه از پایین به بالا » که بیانگر توجه به برنامه ریزی برای توسعه پایدار از سطوح زیرین و به طبع آن تدوین برنامه های کلان تر می باشد ،  ناظر بر اهمیت  نقش مشارکت مردم در طرح ریزی و اجرای برنامه های توسعه جوامع بشری می باشد . موارد مذکور اهمیت پرداختن مقوله مشارکت را در سطح جهانی نشان می دهد . در کشور در حال توسعه ما نیز جلب مشارکت شهروندان و نهادینه سازی آن بجهت تحقق توسعه پایدار همواره مورد تاکید مسئولین و صاحب نظران بوده است .

 در حوزه مدیریت شهری ، شهرداری به عنوان یک سازمان عمومی و غیر انتفاعی که وابستگی های زیادی به امکانات جامعه خود دارد ، می بایستی ساختار مدیریتی و سازمان اداری خود را به سوی یک سیستم مشارکتی سوق دهد تا بتواند به بهترین وجه از شرایط و امکانات جامعه استفاده نماید و علاوه بر اینکه به اهداف سازمانی خود نایل می شود ، با ایجاد روندی مشارکتی و دخالت مردم در تصمیم گیریها و سرنوشت شهر ، نوعی مشروعیت قانونی را از شهروندان اخذ کند . لذا مطالعه در این مورد مورد توجه بسیاری از پژوهشگران این حوزه قرار داشته و تاکنون جلب مشارکت شهروندان در قالب الگوهای مختلف مورد توجه و ارزیابی قرار گرفته است  ، انجمنهای ایالتی و ولایتی ، انجمنهای بلدی ، شوراهای اسلامی شهر و روستا ، پروژه شهر سالم  ، طرح شهردار مدرسه ، طرح محله سالم واخیرا تشکیل هیات امنا در غالب طرح مدیریت محله برنامه هایی هستند که به هدف جلب مشارکت شهروندان اجرا شده اند .

  • رضا شادمان فر
۱۲
خرداد

مدیریت شهری در معنا عبارت از سازماندهی عوامل و منابع برای پاسخ گویی به نیاز های ساکنان شهر است. با توجه به اینکه شهر دارای نظامی بازاست ، مدیریت شهری بیش از حیطه کالبدی شهر را در بر می گیرد.

     مدیریت‌ شهری‌ عبارت‌ است‌ از یک ‌سازمان‌ گسترده ، متشکل‌ از عناصر و اجزاء رسمی‌ و غیررسمی‌ موثر و ذیربط‌ در ابعاد مختلف‌ اجتماعی، اقتصادی‌ و کالبدی‌ حیات‌ شهری‌ با هدف‌ اداره، کنترل‌ و هدایت‌ توسعه‌ همه‌ جانبه‌ و پایدار شهر است .

در تعریفی دیگر مدیریت‌ شهری‌ عبارت‌ است‌ از اداره‌ امور شهر به‌منظور ارتقاء مدیریت‌ پایدار مناطق‌ شهری‌ در سطح‌ محلی‌ بادرنظر داشتن و تبعیت‌ از اهداف‌ سیاستهای‌ ملی ، اقتصادی‌ و اجتماعی‌ کشور است .

     بر این اساس مدیریت شهری کلیه عرصه های اجتماعی اقتصادی , و سیاسی شهر را شامل می شود. در این راستا هدف کلان مدیریت شهری ایجاد محیطی قابل زندگی برای همه همراه با عدالت اجتماعی , کارایی اقتصادی و پایداری زیست محیطی است .     مدیریت شهری نوین با توجه به انگاره دولت حداقل و تمرکززدایی به بسیج جدید از طریق توانمند سازی اجتماعات محلی برای اداره خود و مذاکره با شراکت بین بخشهای خصوصی , عمومی و دولتی تاکید دارد و علاوه بر برنامه کالبدی , برنامه اجتماعی و اقتصادی را لازم می داند.

     مدیریت شهری همواره در تعامل با برنامه ریزی شهری بوده است. برنامه ریزی شهری روندی آگاهانه برای تعیین سلسله اقداماتی در نیل به اهداف توسعه شهری است. در این راستا مدیریت شهری تمهیدات اجرای آن را فراهم می سازد و نیز سفارش دهنده آن و رابط با حکومت شهری برای تصویب آن محسوب می شود. در واقع تعاملی بین مدیریت شهری و برنامه ریزی شهری ضرورت دارد تا برنامه ریزی واقع گرا و مدیریت آینده نگر باشد.

     در سلسله مراتب مدیریت شهری حکومت محلی و حکومت شهری جایگاه ویژه ای دارند. حکومت محلی, نظامی است که با اعمال قدرت مشروع برآمده از اراده شهروندان به عملکرهای مشترک و تامین رفاه عموم در محدوده زندگیشان نظم می بخشد. حکومت محلی بر حسب نوع سکونت های قلمرو خود می تواند صرفا شهری یا روستایی و یا مجموعه ای از هر دو باشد.

    حکومت شهری به عنوان نوعی حکومت محلی شامل شورای شهر به مثابه نهاد قانونگذار و شهرداری و دستگاههای اجرایی مسئول در شهر به مثابه نهادهای مجری محسوب می شوند و مشروعیت آنها گاه غیر مستقیم با تفویض اختیار از بالا ( سطح ملی یا ایالتی ) و گاه مستقیم از سطح محلی ناشی می شود.

  • رضا شادمان فر
۱۱
خرداد

محلات در یک همکاری دسته جمعی و با کنار هم قرار گرفتن چند ظرفیت مختلف اداره می شود. بنابراین لازم است که به نقش همه نهادها و حتی افراد ذی نفوذ در محله توجه کرد.

· نهادهای عمومی مثل شهرداری ناحیه ، هیات امنای مدیریت محله و

· نهادهای دولتی مثل مدارس ، واحدهای محلی نیروی انتظامی ، درمانگاه های که کارکرد محلی دارند و

· انجمنهای رسمی و سازمانهای مردم نهاد غیر دولتی مثل خیریه ها ، هیات های مذهبی ، مساجد ، انواع کانون ها و انجمن ها، گروه های داوطلب محیط زیست ، مدیریت بحران ، سلامت و 

· شهروندان و هیات مدیره های مجتمع های مسکونی و

همگی ظرفیت هایی هستند که می توانند در اداره محلات نقش بازی کنند. اما در حال حاظر نقش نمایندگان محلات یعنی شورایاریها به عنوان کسانی که داوطلابانه برای امور محله وقت می گذارند بسیار پر اهمیت است . شورایاریها به عنوان حلقه واسط بین شهروندان و مدیریت شهری عمل می کنند اما باید در جهت گسترش ارتباط با سایر نهادهای محلی تلاشی مضاعف نمایند. آنها می توانند از مشاوره داوطلبانه نخبگان محله غالب کارگروه های تخصصی در شورایاری ها استفاده کنند. و به این وسیله دامنده مشارکت را در محله گسترش دهند از طرفی با دعوت از نمایندگان سایر نهادهای درگیر در امور محلی در حوزه های اجتماعی و فرهنگی می توان از امکانات موجود در محلات مثل کلاسهای مدرسه ، بسیجیان ، فعالیتهای فرهنگی Ngo ها ، امکانات مساجد و برای اجرای برنامه های محلی استفاده نمود و دست به یک نوع هم افزایی محلی زد . که به مرور پله های بالاتری از مشارکت را منتهی می شود و محله را تا سرحد خودکفایی در اداره خود پیش خواهد برد .

  • رضا شادمان فر